یکی دیگه رو همین امروز پیدا کردم. هوراا : saarblog
داره یواش یواش جمعمون جمع میشه.
یه جورایی از این یکی بیشتر خوشم اومده مثل من تازه با GNU/Linux آشنا شده و مثل من Java بلده البته من خیلی ناچیز Java میدونم و همچینین دانشجوی کامپیوتره (از اون pascal حدس میزنم مثل خودم ترم یک باشه) و هم چنین Pascal(عجب زبان در پیتیه) هم بلده اما حیف که من ADSL ندارم.
این پست را زدم برای حمایت از دوست عزیزمون که چند روزی شروع به وب نویسی در wordpress.com کرده اند. (سازمان حمایت از GNU/Linuxی ها).
Powered by ScribeFire.












Saar گفت
آقا تشکر!
بله من هم دانشجوی کامپیوتر هستم. البته پاسکال کار نمیکنم و اصلا هم ازش خوشم نمیاد!
پاسکال رو به خاطر اینو اون (خودت میدونی که! پروژه های دانشجو های دیگه) کار میکنم.
اگه خدا قسمت کنه هفتهی دیگه میرم ترم اول! من نیمهی دومی هستم!
منمنون از حمایتت!
Saar گفت
شما به یک «بازی» دعوت شده اید:
http://saarblog.wordpress.com/2008/01/29/new-game/
کاوه گیــــــلانی (لابدان) گفت
درود
خیلی سعی کردم در مورد کامپیوتر چیزی ننویسم ولی نتونستم، !
در مورد پاسکال، همه تروتنگوله ها باهاش مشکل دارند ! حیفه تو که یه دانشجوی کامپیوتری در مورد پاسکال همچین حرفی بزنی…
بدرود
کاوه گیــــــلانی (لابدان) گفت
درود دوباره چیزی که یادم رفت من زبانی که برنامه نویسی رو شروع کردم باهاش همون زبان درپیت از دید شما بود، از اونجایی که کلی خاطره دارم باهاش ناراحت شدم، یکی از خاطراتم هم اینه که من کامپیوتر نداشتم هرشب سورس برنامه رو رو کاغذ می نوشتم همون جا تریس می کردم هفته ای یک بار هم خونه یکی از بچه ها برنامه رو تایپ و اصلاح می کردم! حالا خودت رو بذار جای من اگه تو بودی بهت بر نمی خورد! البته خوب نسل شما همه چیز رو توی آبجکت می بینه!
بدرود
khajavi گفت
شرمنده دوست عزیز
آخه بد ترین خاطره ی من اینه که ترم اول من باید با این زبان سر و کله می زدم که اصلا بهم حال نمیداد حتی ضد حال هم بود. به هر حال نسل زبان برنامه نویسی پاسکال از نظر من از بین رفته.
کاوه گیــــــلانی (لابدان) گفت
تا امسال من زنده ان یاد پاسکال زنده می مونه D: