آرشیو برای Blogging

Linus Torvarlds وبلاگ نویس می‌شود!

مرد پشت kernel لینوکس بلاخره شروع به وب‌نویسی در وب‌نوشتش در می کند.
میگم چرا اینقدر دیر؟! :دی

(4) دیدگاه

آرزوی غیر ممکن

خانم منیره منتظری در این پست از من دعوت کردن که آرزوی غیر ممکنم را بنوسیم. منم بعد از چند روز دیشب در اتاق فکر به نتایجی رسیدم:

آرزوی من اینه که کاش میشد سخت افزار ها مثل نرم افزار ها update میشند. یعنی با یک دستور کوتا می تونستم رنگ و شکل و شمایل Monitor و Mouse و Keyboard و CPU و … را update می کردم.

sudo apt-get hardware CPU update

(6) دیدگاه

بهترین دسته گل های من

بالاخره تو جمع وب نویسان یکی ما رو به بازی دعوت کرد. سار تو این پست از دوستان تقاضا کرده که به آخرین دسته گلشون را بنویسند. من هم چون آخرین دست گلم یادم نمیاد بهترین دست گل هام را می نویسم.

  • یادمه چند سال پیش کلید ی Power سیستم قراضه را فشار دادم و رفتم پی کارم تا سیستم جون بکنه و بالا بیاد اما چشمتون روز بد نبینه چند لحظه بعد از روشن کردن سیستم، ICهای MainBoard شروع به جیلیز و ویلیز و رقص نور کردند منم که مشغول دیدن آتش بازی سیستم بودم به سرعت اونو از برق در آوردم. MainBoard که سوخت و CPU انگاری سالم مونده بود. Modem و CD-ROM و HDD در حادثه ناگوار جان خود را از دست دادند. خدا را شکر Hard Disk را بردیم زیر عمل جراحی و اطلاعاتم برگشت و با جند تا شوک زنده شد. اما از انجایی که بودجه نمیکشید قطعات دست دوم را بستیم به سیستم. و سیستم دوباره شروع به کار کرد. تا قبل از اینکه بیام GNU/Linux از این دکمه ی Power خیلی استفاده می بردم اما خیلی وقته سراغش نمیرم.
  • یک بار دختر عموم سیستمش را آورده بود خونمون منم سیستم را گذاشتم رو میز و به داشت چنین سیستمی حسرت(بگم قبطه بهتره) می خوردم ناگهان چشمم افتاد به کلید ی که روی power اون بود. دو دکمه یکی برای برق ۲۲۰ ولت و یکی ۱۲۰(فکرکنم؟) بود منم حس کنجکاویم گل کرد و گذاشتمش روی ۱۲۰ و زدمش به برق. این دفعه هم سیستم شروع به آتش بازی کرد و آنچنان این آتش بازی روی من رو سرخ کرده بود که داشتم از خجالت آب می شدم ولی هیچ چیز به پای تجربه نمیرسه اونم تجربه روی سیستم های دیگران. (اصلا قصد بدی نداشتم فقط کنجکاو شده بودم)
  • یک بار هم پسر خالم CDی Linux خریده بود (قضیه بر می گرده به خیلی سال پیش) ما هم رفتیم خونشون و به قول خودمون مهندس برای خود بودیم شروع کردیم به نصب همین طور next و next میزدیم و می رفتیم جلو تا بلاخره سیستم را به هلاکت رسوندیم. windows بالا نمیومد و با Linux هم بلد نبودیم کار کنیم و هی دنبال درایو های C و D و F و … می گشتیم (که نگو همهی درایو ها پاک شده بودند؟احتمالا) اینم از سیستم پسر خالم که زیر دست من سالم بیرون نیومد.(دوستان فکر نکنند GNU/Linux چیز وحشتناکیه بلکه اون موقع من چیزی حالیم نبود.)

Powered by ScribeFire.

(2) دیدگاه

تقاصای کمک از وب نویسان برای حفظ زبان فارسی

قبل از اینکه سرتون را درد بیارم: اگر بعد از خواندن این مقاله با نظر من موافق بودید خیلی خوشحال می شوم که اگر وب نویس هستید حتما مطلبی در این مورد در وب نوشت خود منعکس کنید تا شاید فرجی شود اما اگر مخالف هستید حتما نقطه نظرات خودتون را اعلام کنید.

چند روزی هست که بحث داغی در مطلب وب نوشت قبلیم شروع شده. (عجب اشتباهی کردیم که پس از انتقال وب نوشتمون اونو پاک نکردیم!).
بیایید فارسی را بپاسیم (مطلب وب نوشت قبلیم + نقد دوستان)
البته پیوند این مطلب توی همین وب نوشت هم موجوده: بیایید فارسی را بپاسیم.

فقط یاد گرفته ایم هرچیزی دستمان می آید فارسی کنیم WordPress فارسی، Blogger فارسی، FireFox فارسی و … (الیته این کارها خوب هستند و باعث ترویج IT در کشور می شود) اما هنوز یادنگرفته ایم که چگونه فارسی بنویسیم؟

به طور خلاصه من در این مقاله توضیح داده ام که به جای استفاده از رسم الخط زبان فارسی برای نوشتن کلمات انگلیسی غیر متداول (مثلا نیازی نیست کلمه ی “انگلیسی” را بنویسم English چون متداول شده) از رسم الخط زبان انگلیسی استفاده کنیم.

دلایل خیلی زیادی برای این مسئله وجود داره که نمی توانم به تنهایی اون ها را شرح بدم به کمک شما دوستان وب نویس نیاز دارم. فرض کنید فردی وارد وب نوشت شما بشه و با کلماتی مثل
فایرفاکس، تینی پیک (از کلمات دکتر مزیدی = منظورش همون tiny pic)، اوبونتو، دبیان، سوزه، زوزه (زوزه ی گرگ نیست ها = Suse)، ویندوز، پروسه، گوگل ریدر(اگه کسی ندونه چی هست فکر می کنه داری بهش فهش میدی)، گنو(البته خودم از این لفظ استفاده کرده ام سعی می کنم بنویسم GNU)، نت اسکیپ، فید، فیس بوک، دلیشیز، دیسترو واچ، کوبونتو (فحش نده) ، گیک، موتورالا (موتورا حالا!)، رپیدشیر، بوکمارک، کلاینت، دسکتاپ، پایتون، سکند لایف، ویستا، پلاگین، وردپرس آجاکس(عمیقا توجه کنید) و …

روبرو بشه به جای اینکه از وب نوشت شما چیزی در مورد IT به دست بیاره به یک سری لغات عجیب غریب آشنا میشه و خدا اون روز را نیاره که وب نویس حتی پیوندی هم برای کلمه ی استامبل نگداشته باشد. یادمه برای اولین بار در وب نوشت مزیدی به کلمه ی استامبل برخورد کردم و ابدا پیوندی در آن مطلب وجود نداشت من داشتم دیوانه می شدم از یک طرف مزیدی از مزایای استامبل و مقایسه ی اون با دلیشیز! می گفت از یک طرف من گیچ و منگ نمیدونستم استامبل چیه تا بلاخره فهمیدم منظور همون Stumbleupon هست.

هدفتون از وب نویسی چیه؟ می خواهید فرهنگ IT در کشور بالا بره؟ می خواهید کاربران FireFox بالا بره؟ پس چرا برای کسی که نمی داند FireFox چیست می نویسید :( (فایرفاکس نرم افزار اپن سورسی هست که می توانید درون آن اکستنش نصب کنید و امکانات زیادی را به آن اضافه کنید))
یک ذره به این مخاطب بیچاره ی فلک شده فکر کنید آخه این بنده خدا توی Wikipedia دنبال کدام مطلب جست و جو کنه؟ خوب معلومه که باید بتونه اپن سورس را به انگلیسی هجی کنه و ….

فرض کنید من بخوام به دوستان ی که قصد مهاجرت به GNU/Linux را دارند توضیح بدم:
در دنیای لینوکس شما حق انتخاب دارید و به قولی در انتخاب دیستروی خود آزادید. اگر به سیستم استیبل نیاز دارید پیشنهاد می کنم از دیستروی دبیان استفاده کنید اگر نیاز به ساپورت دارید از دیسترویی استفاده کنید که کامیونیتی قوی ای داشته باشد برای مثال اوبونتو کامیونیتی بسیار قوی ای دارد و حتی می توانید از آن را سفارش دهید تا به طور رایگان برای شما ارسال شود. در ضمن می توانی دی وی دی آن را از فروشگاه لینوکس شاپ تهیه کنید که دارای پکیج های فراوانی می باشد و …

اما اگر بنویسم:
در دنیای Linux شما حق انتخاب دارید و به قولی در انتخاب توزیع (Distribution) خود ازادید و اگر به سیستم عامل پایدار نیاز دارید توصیه می کنم از توزیع Debian استفاده کنید و اگر نیاز به پشتیبانی دارید از توزیعی استفاده کنید که جامعه ی کاربری قوی ای داشته باشد برای مثال Ubuntu جامعه ی کاربری قوی ای دارد و حتی می توانید آن را سفارش دهید تا به صورت رایگان برای شما ارسال شود. همچنین می توانید DVD آن را از فروشگاه Linuxshop.ir تهیه کنید که دارای Packageهای فراوانی می باشد  و …

با اینکه در قسمت دوم به هیچ پیوندی اشاره نکردم اما همان کلمات کلیدی Ubuntu و Distribution می تواند سر نخی برای کاربر باشند.

اما این تنها یکی از دلایلی بود که عرض کردم دلیل مهتری که وجود دارد این هست که در این صورت آسیب زیادی به زبان فارسی وارد می شود و باید بدانیم که ما وب نویسان (بقولی وبلاگ نویسان) مسئول این گونه صدمات جبران ناپذیر به زبان فارسی هستیم. پس سعی کنیم زبان فارسی را پاس بداریم و سعی کنیم زبان ما به درستی به نسل های آینده منتقل شود تا نسل های آینده هم بتوانند از خواندن شاهنامه و گلستان و بوستان لذت ببرند.

راستی اولین کسی که به طور جدی به ندای ما لبیک گفت وبلاگ Microdump بود بعد اون چند روزی هست که saar داره این کار را انجام می دهد از همگی دوستانی که حمایت کردند ممنون.

پ.ن. بار و هزار ها بار گفته ام و می گویم من نه استاد ادبیات و شعر و هنر هستم نه کسی هستم که بخواهم دیگران را نصیحت کنم چون خودم توی توی وب نوشتم از روی عادت کلمات انگلیسی را به فارسی نوشتم ولی از این به بعد بیشتر در این زمنیه سعی می کنم.

پ.ن. نمی خواستم توهینی به آقای مزیدی بشه چون قبلا این موضوع را با ایشون مطرح کردم. اما یه جورایی وقتی مطالب وب نوشت ایشون را می خونم چندشم میشه، آخه همه ی کلمات انگلیسی را به فارسی می نویسه. اما الحق که ایشون تحلیل گر خوبی در مورد وب۲ هستند.

Powered by ScribeFire.

(7) دیدگاه

معرفی وب نوشت: سار، نوشتار های یک دانشجوی نرم افزار

یکی دیگه رو همین امروز پیدا کردم. هوراا  : saarblog
داره یواش یواش جمعمون جمع میشه.
یه جورایی از این یکی بیشتر خوشم اومده مثل من تازه با GNU/Linux آشنا شده و مثل من Java بلده البته من خیلی ناچیز Java میدونم و همچینین دانشجوی کامپیوتره (از اون pascal حدس میزنم مثل خودم ترم یک باشه) و هم چنین Pascal(عجب زبان در پیتیه) هم بلده اما حیف که من ADSL ندارم.
این پست را زدم برای حمایت از دوست عزیزمون که چند روزی شروع به وب نویسی در wordpress.com کرده اند. (سازمان حمایت از GNU/Linuxی ها).

Powered by ScribeFire.

(6) دیدگاه

Me & My Linux

بعد چند روز دوری از وبلاگ خوانی (اگه از حد متعارفش خارج بشه برای پیگیری کل بلاگستان باید از صبح تا شب خوراک بخونی) دو سه روز هست وبلاگ می خونم و وقت ارزشمند خود را اندرون چاهی بزرگ می اندازم.
۱۲ دی ۱۳۸۶ تولد یکی دیگر از وبلاگ نویسان گنو/لینوکسی می باشد. منظورم وبلاگ آقای وکیلی Me & My Linux هست. تبریک! بعد یک قرن background پیشفرض Edubuntu را عوض کرم. به دنبال Wallpaperی می گشتم contrast نداشته باشه تا بتونم هنگام برنامه نویسی با Vim بتونم یک روحیه ی مضاعفی بگیرم تا بلاخره این Wallpaper تونست منو راضی کنه. حالا به راحتی می تونم از Terminal را به Desktop  خود بچسبانید استفاده کنم.
امیدوارم طرفداران توزیع پارسیکس (کسی نمیدونه فلسفه ی این اسم گذاری چیه؟ نصفش ایرانی، نصفش ؟؟ ix یعنی چه؟ هان؟) روز به روز زیاد تر بشه.

Powered by ScribeFire.

یک نظر بنویسید

ابزار وب نویسی Gnome-Blog

داشتم توی Synaptic Package Manager تاب می خوردم که به طور ناگهانی به Gnome-Blog برخوردم. من هم که له له می زنم که یه ابزار مشابه Windows Live Writer پیدا کنم تیکش را زدم و نصبش کردم. توی launchpad هم پروژه ی اونو پیدا کردم. زیاد به دلم نچسبید چون امکانات tagging و categorizing نداره.

اگه می تونستم tag و category تعیین کنم از ScribeFire به Gnome-Blog کوچ می کردم. دوستان حتما افزونه ی ScribeFire برای FireFox را در یابید الحق که که افزونه ای تمیز و دم دستی هست (برای خوره های وبلاگ).

شاید بگم ساده ترین ویرایشگر وبلاگ باشه که تا حالا دیدم. برای دکتر مزیدی عالیه عالیه چون به صورت Applet به Panel اضافه می شه و با یه کلیک می تونیم به سرعت به وبلاگ پست بزنیم.

اطلاعات لازم برای نصب:

package section: universe/gnome

sudo apt-get install gnome-blog

در ضمن برای عکس گداشتن تو ویرایشگر می تونم عکس ها را از میزکارم drag کنم اینم برای امتحان:

m

gnom-blog
البته این عکس و بعدا اضافه کردم. انگاری توی upload کردن عکس مشکل داره.

(5) دیدگاه

تغییر آدرس وبلاگ

آخیش راحت شدم هرجا اسم وبلاگم را معرفی می کردم همه فکر می کردند من از اون ۷خطه هام خودم خیلی از اسمش خوشم اومده بود اما چه کنیم باید اسمی که انتخاب می کنم عامه پسند باشه. برای همین تصمیم گرفتم اسمش را عوض کنم. راستی یه وقت فکر نکنید می خوام از itcafe تقلید کنم چون قبل از اینکه به فکر تغییر عنوان باشم یکی از دوستام در مورد lincafe حرف می زد من هم که استاد ایده دزدی! هستم سریعا نقل مکان کردم بعد از اون قضیه یادم افتاد itcafeای هم وجود داره.
راستی من وبلاگ نویس خوبی نیستم اگه بودم اینفدر جابه جا نمی شدم. ولی قول می دم تا آخر عمرم همین جا باشم. در ضمن فکر نکید می خوام تخصصی بنویسم. اما سعی می کنم در مورد linux بیشتر مطلب بنویسم.

Powered by ScribeFire.

یک نظر بنویسید

بیایید فارسی را بپاسیم!

پیش نویس: این پست من که حدود یک ماه پیش زده بودم به دلایل نا معلومی از میان پست هام ناپید شد؛ به همین دلیل دوباره اون را ارسال می کنم.

چرا وب نویسان به خصوص من این قدر به فرهنگ بسیار غنی و ارزشمند زبان فارسی احترام نمی گذارند. من می خواهم از یک معضل حرف بزنم که اگه جلوی اون گرفته نشه زبان به این زیبایی دیگر جایی در بین گفتار ها و کلام های ما نخواهد داشت.

به جملات زیر فقط دقت کنید. اصلا نمی خواهم خدای ناکرده به وب نویسان توهین کنم:

مووبل تايپ ۳.۳ بتا ۱ منتشر شد.

گوگل ریدر کوچک برای موبایل‌ها

راهنمای نصب لینوکس سوزه 9.3

ناگفته‌های وردپرس

بلاگروور در خدمت گوگل ريدر

سیلورلایت شروع می‌كند

مشکل در نصب لایو رایتر

80 افکت برای متنها در فوتوشاپ

مانیفستی برای كامنت

استايل براي فيلكر

تم Vista برای سونی‌اریکسون

فضای جیمیل از دیروز تا امروز

گوگل و نتایج عجیب

جاکس بلاگ : ظرفیت ها و آینده

به طور کلی این کلمات رکیک را می توانید در سرتاسر وب نوشت های فارسی و به خصوص در مورد آی تی ببینید.

در وب نوشت خودم:

توی وب نوشت خودم هم خیلی از این بی احترامی ها به زبان مقدس فارسی شده ولی برای احترام به خودم از درج آنها خودداری می کنم!!

فکر کنم اگه به عناوین بالا دقت کنید متوجه فاجعه ی بزرگ در زبان فارسی خواهید شد. حدود 50 درصد کلمات بالا اعجمی می باشند. پس راه حل چیست؟

چگونه فارسی را بپاسیم؟ من از امروز طرحی را میخواهم اجرا کنم که امیدوارم دوستان نیز از این طرح استقبال کنند. اگر ما بخواهیم از زبان اصیل و مادری خود حفاظت کنیم و دین خود را ادا کنیم باید از ورود کلمات بیگانه به نوشتار و گفتارمان خوددادری کنیم (البته در گفتار به گونه ای دیگر است که بحث در این مورد از حوصله ی این مقاله خارج است).

بی شک برای نوشتن وب نوشت ناچار به نوشتن کلمات غیرفارسی از جمله انگلیسی هستیم. پس برای نوشتن کلمات غیر فارسی باید یک روش بسیار منطقی را دنبال کنیم. که به نظر من دو را برای این کار وجود دارد:

1-اگر معادل کلمه ی را که می خواهیم بنویسیم می دانیم ولی هنوز افراد زیادی با آن آشنا نشده اند از برچسب acronym در زبان HTML استفاده کنیم. وظیفه ی برچسب acronym این هست که کلماتی را که از چند سرنام تشکلیل شده را به صورت گسترده توضیح می دهد. برای مثال کلمه ی radar از سرنام چند کلمه radio detecting and ranging تشکیل شده و برای اینکه به خوانندگان بفهمانیم که نام گسترده ی کلمه ی radar چیست از برچسب acronym به صورت زیر استفاده می کنیم:

<acronym title=”radio detecting and ranging”>radar</acronym>

که نتیجه به صورت روبرو نشان داده می شود:radar

ما می توانیم از این برچسب سوء استفاده کنیم، به این صورت که ابتدا کلمه ی فارسی را بین دو برچسب acronym قرار می دهیم و سپس خصیصه ی title را برابر با معادل در زبان انگلیسی را قرار می دهیم. در این صورت کاربران با کلمات جدید سردرگم نمی شوند.

2- راه آسانتر این هست اگه معادل آن کلمه را در فارسی نمی دانیم کلمه را به صورت فارسی به کار نبریم. مثال:

گوگل ریدر کوچک برای موبایل‌ها >> Google Reader کوچک برای تلفن های همراه.

به همین راحتی پس اگه راه اول را نمی پسندید راه دوم که خیلی راحته. فقط این قانون را یاد بگیرید که کلمات انگلیسی را نمیشه با رسم الخط فارسی نوشت (البته بعضی از کلمات معمول شده اند و نیازی به جایگزینی ندارند، مثل: رادیو، وب و …)

این وظیقه ی وب نویسان محترم است که از زبان فارسی پاسداری کنند و برای پایداری و بقای بکوشند تا نسل های آینده با خواندن اشعار و متون فارسی از این زبان شیرین لذت ببرند.

در ضمن برای آشنایی با فعالیت های فرهنگستان زبان و ادب فارسی به اینجا مراجعه کنید و همچنین قسمت واژه ها ی مصوب را از دست ندید.

 

Technorati Tags: , , , ,

(2) دیدگاه

FAQ چگونه تلفظ می شود؟

این سوال خیلی وقت برای من مبهم بود که چجوری این کلمه ی ناجور! را تلفظ کنم ما هرچی سعی میکردیم الفاظ را با سنگینی خاصی تلفظ کنیم اما در این مورد خیلی خجالت می کشیدم بعضی مواقع هم شرمم می شد. تا اینکه همین الان یک مقاله ی بسیار کامل در مورد FAQ پیدا کردم که یک قسمت آن در جواب سوال من را داده بود. خیالم راحت شد تا فهمیدم که تلفظ این کلمه اونقدر ها هم ناجور نیست به صورت fæk تلفظ میشه نه به صورت fak.
شما را به خواندن قسمتی از این مقاله دعوت می کنم:


How is FAQ pronounced?

    FAQ is pronounced three ways:
          1. By pronouncing the letters individually:  F – A – Q
          2. As a word:  fack
          3. Obscenely:  <figure it out on your own>

    The first two pronunciations are the most common, and are used about
    equally.  Some will say F – A – Q if they are speaking with someone
    that really doesn’t know the Internet.  Those who are lazy (me for
    example) will use “fack”, since it is easier to say.  Often when
    initiating a conversation it is useful to say F – A – Q, and then
    once the subject has been established, “fack” should be sufficient.

    You will notice that in this document I use the phrase “a FAQ” rather
    than “an FAQ”.  This is because most of the time I say “a fack”
    instead of “an F-A-Q”.

    Feel free to use whichever pronunciation you prefer and don’t let
    anyone bully you.  Both ways are acceptable.  If you use the third
    way… well, you’re on your own.

متن کامل این مقاله: FAQs about FAQs

Wikipedia Tags:

(3) دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »