بایگانیِ general

ابر برچسب‌ها و مقایسه‌ی سخنرانی‌های بوش و اوباما

بلاخره از دست امتحانات فارغ شدیم.
تو این مدت هم دو تا از سخنرانی‌های مهم اوباما را از دست دادیم. که الان یه وقتی پیدا کردم بخونمشون. بعد از خوندن اونها تصمیم گرفتم هر دوی این سخنرانی های یکی پس از پیروزی در انتخابات و دیگری در مراسم تحلیف را با نرم افزار wordle با سخرانی بوش در سال 2005 در مراسم تحلیف مقایسه کنم.

تصاویری که مشاهده می‌کنید نتایج استفاده از نرم‌افزار wordle.net می‌باشد. این نرم‌افزار یک متن یا آدرس اینترنتی، فید ( خوراک ) سایت را دریافت کرده و کلماتی که بیشترین تکرار را داشته باشند با کلمات وزن‌دار به صورت نمودار تهیه‌می کند.

سخرانی اوباما بعد از پیروزی (Obama victory speech)

سخنرانی اوباما در مراسم تحلیف (Obama inauguration speech):

سخنرانی بوش در مراسم تحلیف(Bush’s inauguration speech)

تفاوت آشکاری بین سخنرانی بوش با دو سخنرانی اوباما وجود دارد و جالبتر آنکه کلمه‌ی Freedom در سخنرانی بوش به طور وحشتناکی تکرار شده است.
چون اینجا جای صحبت در مورد جنبه‌های سیاسی این رخداد نیست به این بهانه به معرفی tag cloud می‌پردازم:

تعریف:
ابر برچسب مجموعه‌ای از برچسب‌های وزن دار می‌باشد. نمونه‌ای از یک tag cloud حاوی 30 الی 150 برچسب می‌باشد. وزن هر برچسب توسط اندازه‌ی رسم الخط (Font) و نشانه‌های بصری تعیین می‌شود. در ضمن، هیستوگرام‌ها و نمودارهای کلوچه‌ای (pie charts) بیشترین استفاده را در نمایش تقریبی ده‌ها وزن مختلف دارند. از این‌رو، tag cloudها قادر به نمایش وزنه‌های بسیار بیشتری -گرچه با دقت کم‌تر- می‌باشند. همچنین، برچسب‌ها دارای خصوصیت محاوره‌ای هستند: تگ‌های ابرمتنی به کاربر اجازه‌ی واکشی اطلاعات را نیز می‌دهند.
تاریخچه:
اولین با از tag cloud ها در یک سایت پر بازدید به نام‌ Flickr که در زمنیه‌ی اشتراک عکس فعالیت داشت، استفاده شد. بعد از آن، استفاده از tag cloud در دیگر سایت های وب۲ مانند Del.ici.us و Technorati و … رواج یافت.
نقشه‌ها نیز از این ایده برای نشان دادن روابط اندازه‌ای بین اقلامی مانند اهمیت شهرها، بهره بردند.

ترجمه‌ای آزاد از ویکیپدیا:
http://en.wikipedia.org/wiki/Tag_cloud

پ.ن.
1-نرم‌افزار http://wordle.net با جاوا نوشته شده. قبل از استفاده از این نرم‌افزار باید مرورگر خود را به پلاگین اپلت جاوا مجهز کنید.
2- راستی پرتره رسمی باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به عنوان تصویر برگزیده‌ی هفته‌ی ویکیپدیای فارسی انتخاب شد.

(2) دیدگاه

در سوگ مادر

مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئی سرم هنوز ببالین گرم تست

پیوسته درهوای توچشمم به جستجوست
هرلحظه باخیال توجانم به گفتگوست

در خواب و خیال همه با توام هنوز
تنهائیم مباد که تیره است بی تو روز

دائم حریم قدس تو احساس میکنم
احساس قدس آن دم انفاس میکنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست
گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه های تو میخفت غصه ها
میرفت چشم و گوش بدنبال قصه ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست
امّا به گریه تو هم آفاق میگریست

صدقصه عشق بودی ومیخواندمت مدام
رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من
اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای تست
فردا کلید باغ بهشتم رضای تست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر ست
جنت نهاده زیر قدمهای مادر ست شهریار

و اما

آری از قسمت نمی باید گریخت

عین الطاف است ساقی هرچه (آنچه؟!) ریخت

چه خوش سعادتی داشت مادر عزیزتر از جانم در روز سه شنبه دعوت حق را لبیک گفت و در روز مبعث پیامبر به خاک سپرده شد و در روز ولادت امام حسین (ع) مراسم هفته اش برگزار شد.

همچنین خطاب به وب نویس پونس جان: ((من هم در در غمت شریک هستم. امیدوارم خداوند به شما و خانواده تان صبر دهد))

از تمام دوستان دانشگاهی و به خصوص رامین و سجاد و روزبه به خاطر ابراز همدردی کمال تشکر دارم.

(24) دیدگاه

آرزوی غیر ممکن

خانم منیره منتظری در این پست از من دعوت کردن که آرزوی غیر ممکنم را بنوسیم. منم بعد از چند روز دیشب در اتاق فکر به نتایجی رسیدم:

آرزوی من اینه که کاش میشد سخت افزار ها مثل نرم افزار ها update میشند. یعنی با یک دستور کوتا می تونستم رنگ و شکل و شمایل Monitor و Mouse و Keyboard و CPU و … را update می کردم.

sudo apt-get hardware CPU update

(6) دیدگاه

وقتی Windows ساکت می شود!

اگه توی Microsoft Windows حس فوضولیتون گل کنه و بخواین یه کن فایل ها را دستکاری کنید در اکثر مواقع سیستم را میریزید گل هم بعد هم سیستم حتی آخ نمیگه و فقط بالا نمیاد. همین. حتی بهت نمی گه من چه مرگیم شده. خیلی راحت سکوت را انتخاب می کنه اصلا براش مهم نیست که تو داری پشت کامپیوتر تلف میشی و هی خدا خدا می کنی که یه فرجی بشه و سیستم راه بیفته که هزار تا کار عقب مونده داری. آخرش هم گل آویز System Recovery اون میشی که در اکثر مواقع به نتیجه نمیرسی یا اگه برسی دیگه کار از کار گذشته و گرانمایه ی عمرت را هدر دادی.

حالا قضیه چیه که دارم معایب Micro$oft Windows را میگم؟ قضیه از اونجا شروع شد که من می خواستم tomcat را نصب کنم بعد از نصبش احتیاج داشتم متغییر محیطی JAVA_HOME را تعریف کنم. منم داشتم این کار را از بدترین روش و خطرناک ترین روش انجام می دادم. باچاقو حمله ور شده بودم به سیستم و داشتم دل و روده را انگولک می کردم. تا بالاخره تونستم tomcat را راه بندازم. عجب کار خطر ناکی بود. حتی یک از فایل های سیستمی را پاک کردم (اشتباه شد دیگه). آقا ما با تمام شجاعت عمل جراحی را تموم کردم.

خوشحال شده بودم که تونستم tomcat را نصب کنم. بعد از اون هم رفتیم ناهار بخورم و برگردم. سیستم را روشن کردم و با سرعت می خواستم برم سر tomcat که یهو دیدم بله دیگه نمیتونم وارد account شوم. یعنی محیط گرافیکی را بیخیال. خدا را شکر این سیستم ما هوشمند هوشمند عمل می کنه. زودی وارد خط فرمان شدم خواستم ببنم چه خبره. بله سیستم ناقص شده بود.
هیچ فرمانی به جز ls کار نمی کرد. اما با راهنمایی هایی که bash انحام داد تونستم سیستم را به حالت اول برگردونم.

تو Linux در اکثر مواقع اگه برای سیستم مشکلی پیش بیاد زودی خفه نمیشه بلکه جیغ می کشه میگه آهای فلانی من دلم درد میکنه حتی دست میزاره رو همون قسمتی که اُخ شده.

یادمه توی Windows که بودم به محض اینکه سیستم اُخ میشد اونقدر تن و بدنم می لرزید که نگو و نپرس. ولی الان حتی اگر سیستم عاملم نمیه جون شده باشه یا جانباز ۷۰٪ شده باشه باز هم امیدی هست.

Powered by ScribeFire.

۱ دیدگاه

حضور Richard Stallman در گروه لینوکس اصفهان

دیروز مجید اعلام کرد که قراره بیاد IsfahanLUG.org (من هم اومدم!) من که قبلا با مهرداد آشنا شده بودم خیلی دوست داشتم با مجید هم آشنا بشم. در کل من نتونستم درست حسابی با مجید آشنا بشم که یکی از مهم ترین دلایل اون کم حرف بودن مجید هست. البته خودم هم اصول مهمان داری را رعایت نکردم.

در کل بیشتر از ده-بیست کلمه از ایشون نشنیدم. مثل پست های وب نوشتش کم حرف و متواضع هست. مهرداد که قبلا اومده بود خوب با بچه ها match شده بود حتی باعث شد من بتونم جایم را توی linux راحت تر پیدا کنم (راهنمایی اون برای خریدن مودم Conexant را میگم).
خلاصه از تیپ آقا مجید خیلی خوشم اومد (همون جور که از Stallman خوشم میاد). فردا احتمالا دوباره همیدیگه را می بینیم. دست آخر هم با هم عکس گرفتیم:
سمت راستی که من هستم و بیابید مجید و سجاد را!

آقای غانم زاده هم که با اون سمینارشون شاهکار کردند. مدل های کسب و کار در Open Source را تشریح کردند. من که حسابی جا خوردم. عددها و رقم هایی ایشون ارائه دادند که تصور کلی من از Open Source عوض شد. امیدوارم در صنعت نرم افزار ایران در این زمینه تحولاتی ایجاد شود.(آرزوی geekی من!)
آقای غانم زاده هنگام سخنرانی:
حیف شد هرچی گشتم یه عکس درست حسابی پیدا نکردم. عکاسمون حرفه ای نبوده. (سجاد را میگم)

خلاصه تصمیم گرفتم وارد مباحث کارآفرینی و کار و مار و اقتصاد و ازین مباحث زیبا بشم.

بعد از یه هفته تعطیلی Isfahanlug به شدت تازه وارد داشتیم:

اینم یه عکس هنری از مهدی بیگی و وحید شهابی (شاهکار هنری سجاد را ببینید)

پ.ن. به علت پکیده شدن اینترنت به در این چند روزه این مطلب را فعلا بدون عکس داشته باشید تا بعدا.
پ.ن. بیخیال عکس با کیفیت شدم. کوچیک upload کردم.

(7) دیدگاه

میلاد میلاد

از

روز حمعه ۱۴هم بهمن سال ۱۳۶۷
روز جمعه سوم February سال ۱۹۸۹
روز جمعه ۲۶ جمادی و ثانی سال ۱۴۰۹

وقتی میلاد پا به عرصه ی هستی گذاشت تا به حال ۱۹ سال می گذرد. اما اتفاقات مهمی که از سال پیش تا حالا در زندگیم رخ داد و زندگیم را متحول کرد:

  • قبولی در رشته ی مهندسی کامپیوتر در دانشگاه پیام نور اصفهان (خیلی هنر کردم!)
  • آشنایی با GNU/Linux و جامعه ی صمیمی آن. شاید یکی از بزرگترین تحولات در زندگی من همین GNU/Linux امیدوارم در این راه موفق و سر بلند باشم.

پیش به سوی آینده ای درخشان:
هدفی دارم متعالی
با کاری عالی
به شیوه ی عالی
با خدمت عالی
و اکنون معدن طلای درون خود را آشکار می کنم.

Powered by ScribeFire.

۱ دیدگاه

تقاصای کمک از وب نویسان برای حفظ زبان فارسی

قبل از اینکه سرتون را درد بیارم: اگر بعد از خواندن این مقاله با نظر من موافق بودید خیلی خوشحال می شوم که اگر وب نویس هستید حتما مطلبی در این مورد در وب نوشت خود منعکس کنید تا شاید فرجی شود اما اگر مخالف هستید حتما نقطه نظرات خودتون را اعلام کنید.

چند روزی هست که بحث داغی در مطلب وب نوشت قبلیم شروع شده. (عجب اشتباهی کردیم که پس از انتقال وب نوشتمون اونو پاک نکردیم!).
بیایید فارسی را بپاسیم (مطلب وب نوشت قبلیم + نقد دوستان)
البته پیوند این مطلب توی همین وب نوشت هم موجوده: بیایید فارسی را بپاسیم.

فقط یاد گرفته ایم هرچیزی دستمان می آید فارسی کنیم WordPress فارسی، Blogger فارسی، FireFox فارسی و … (الیته این کارها خوب هستند و باعث ترویج IT در کشور می شود) اما هنوز یادنگرفته ایم که چگونه فارسی بنویسیم؟

به طور خلاصه من در این مقاله توضیح داده ام که به جای استفاده از رسم الخط زبان فارسی برای نوشتن کلمات انگلیسی غیر متداول (مثلا نیازی نیست کلمه ی “انگلیسی” را بنویسم English چون متداول شده) از رسم الخط زبان انگلیسی استفاده کنیم.

دلایل خیلی زیادی برای این مسئله وجود داره که نمی توانم به تنهایی اون ها را شرح بدم به کمک شما دوستان وب نویس نیاز دارم. فرض کنید فردی وارد وب نوشت شما بشه و با کلماتی مثل
فایرفاکس، تینی پیک (از کلمات دکتر مزیدی = منظورش همون tiny pic)، اوبونتو، دبیان، سوزه، زوزه (زوزه ی گرگ نیست ها = Suse)، ویندوز، پروسه، گوگل ریدر(اگه کسی ندونه چی هست فکر می کنه داری بهش فهش میدی)، گنو(البته خودم از این لفظ استفاده کرده ام سعی می کنم بنویسم GNU)، نت اسکیپ، فید، فیس بوک، دلیشیز، دیسترو واچ، کوبونتو (فحش نده) ، گیک، موتورالا (موتورا حالا!)، رپیدشیر، بوکمارک، کلاینت، دسکتاپ، پایتون، سکند لایف، ویستا، پلاگین، وردپرس آجاکس(عمیقا توجه کنید) و …

روبرو بشه به جای اینکه از وب نوشت شما چیزی در مورد IT به دست بیاره به یک سری لغات عجیب غریب آشنا میشه و خدا اون روز را نیاره که وب نویس حتی پیوندی هم برای کلمه ی استامبل نگداشته باشد. یادمه برای اولین بار در وب نوشت مزیدی به کلمه ی استامبل برخورد کردم و ابدا پیوندی در آن مطلب وجود نداشت من داشتم دیوانه می شدم از یک طرف مزیدی از مزایای استامبل و مقایسه ی اون با دلیشیز! می گفت از یک طرف من گیچ و منگ نمیدونستم استامبل چیه تا بلاخره فهمیدم منظور همون Stumbleupon هست.

هدفتون از وب نویسی چیه؟ می خواهید فرهنگ IT در کشور بالا بره؟ می خواهید کاربران FireFox بالا بره؟ پس چرا برای کسی که نمی داند FireFox چیست می نویسید :( (فایرفاکس نرم افزار اپن سورسی هست که می توانید درون آن اکستنش نصب کنید و امکانات زیادی را به آن اضافه کنید))
یک ذره به این مخاطب بیچاره ی فلک شده فکر کنید آخه این بنده خدا توی Wikipedia دنبال کدام مطلب جست و جو کنه؟ خوب معلومه که باید بتونه اپن سورس را به انگلیسی هجی کنه و ….

فرض کنید من بخوام به دوستان ی که قصد مهاجرت به GNU/Linux را دارند توضیح بدم:
در دنیای لینوکس شما حق انتخاب دارید و به قولی در انتخاب دیستروی خود آزادید. اگر به سیستم استیبل نیاز دارید پیشنهاد می کنم از دیستروی دبیان استفاده کنید اگر نیاز به ساپورت دارید از دیسترویی استفاده کنید که کامیونیتی قوی ای داشته باشد برای مثال اوبونتو کامیونیتی بسیار قوی ای دارد و حتی می توانید از آن را سفارش دهید تا به طور رایگان برای شما ارسال شود. در ضمن می توانی دی وی دی آن را از فروشگاه لینوکس شاپ تهیه کنید که دارای پکیج های فراوانی می باشد و …

اما اگر بنویسم:
در دنیای Linux شما حق انتخاب دارید و به قولی در انتخاب توزیع (Distribution) خود ازادید و اگر به سیستم عامل پایدار نیاز دارید توصیه می کنم از توزیع Debian استفاده کنید و اگر نیاز به پشتیبانی دارید از توزیعی استفاده کنید که جامعه ی کاربری قوی ای داشته باشد برای مثال Ubuntu جامعه ی کاربری قوی ای دارد و حتی می توانید آن را سفارش دهید تا به صورت رایگان برای شما ارسال شود. همچنین می توانید DVD آن را از فروشگاه Linuxshop.ir تهیه کنید که دارای Packageهای فراوانی می باشد  و …

با اینکه در قسمت دوم به هیچ پیوندی اشاره نکردم اما همان کلمات کلیدی Ubuntu و Distribution می تواند سر نخی برای کاربر باشند.

اما این تنها یکی از دلایلی بود که عرض کردم دلیل مهتری که وجود دارد این هست که در این صورت آسیب زیادی به زبان فارسی وارد می شود و باید بدانیم که ما وب نویسان (بقولی وبلاگ نویسان) مسئول این گونه صدمات جبران ناپذیر به زبان فارسی هستیم. پس سعی کنیم زبان فارسی را پاس بداریم و سعی کنیم زبان ما به درستی به نسل های آینده منتقل شود تا نسل های آینده هم بتوانند از خواندن شاهنامه و گلستان و بوستان لذت ببرند.

راستی اولین کسی که به طور جدی به ندای ما لبیک گفت وبلاگ Microdump بود بعد اون چند روزی هست که saar داره این کار را انجام می دهد از همگی دوستانی که حمایت کردند ممنون.

پ.ن. بار و هزار ها بار گفته ام و می گویم من نه استاد ادبیات و شعر و هنر هستم نه کسی هستم که بخواهم دیگران را نصیحت کنم چون خودم توی توی وب نوشتم از روی عادت کلمات انگلیسی را به فارسی نوشتم ولی از این به بعد بیشتر در این زمنیه سعی می کنم.

پ.ن. نمی خواستم توهینی به آقای مزیدی بشه چون قبلا این موضوع را با ایشون مطرح کردم. اما یه جورایی وقتی مطالب وب نوشت ایشون را می خونم چندشم میشه، آخه همه ی کلمات انگلیسی را به فارسی می نویسه. اما الحق که ایشون تحلیل گر خوبی در مورد وب۲ هستند.

Powered by ScribeFire.

(7) دیدگاه

چقدر زود دیر می شود؟!

یک ترم دانشجوییم گذشت. البته دانشجوی پیام نور که هیچ احساسی در مورد دانشجو بودن نمی کنه ولی چی بگم.می گویند: ((هیچ وقت قصه ی چیزی را که از دست دادی را نخور. عبرت بگیر و به فکر آینده ات باش.)) این همون چیزی هست که همه می گویند و منم باید آویزه ی گوشم کنم و به خاطر همین موقعیتم باید بگم خدایا شکرت.
راستی بلاخره من به آرزوم رسیدم. بالاخره تونستم توی کتابخانه ی مرکر تحقیقات معلمان اصفهان عضو بشم. به احتمال ۱۰۰٪ ! بزرگترین کتابخانه ی اصفهان است و بسی کیفور شدم. فعلا کتاب نصب و راه اندازی سرور های لینوکس نوشته ی آلن باغومیان و کتاب “از این پس پایتون” و یک کتاب آموزش جاوا گرفتم. هول غقب ماندگی از زمانه منو برداشته همه را دارم با هم میخونم!

پ.ن. کسی نمیدونه عنوان این پستی که زدم یعنی چی؟! توی یکی از poster های تبلیغاتی نوشته بود.

Powered by ScribeFire.

۱ دیدگاه

FAQ چگونه تلفظ می شود؟

این سوال خیلی وقت برای من مبهم بود که چجوری این کلمه ی ناجور! را تلفظ کنم ما هرچی سعی میکردیم الفاظ را با سنگینی خاصی تلفظ کنیم اما در این مورد خیلی خجالت می کشیدم بعضی مواقع هم شرمم می شد. تا اینکه همین الان یک مقاله ی بسیار کامل در مورد FAQ پیدا کردم که یک قسمت آن در جواب سوال من را داده بود. خیالم راحت شد تا فهمیدم که تلفظ این کلمه اونقدر ها هم ناجور نیست به صورت fæk تلفظ میشه نه به صورت fak.
شما را به خواندن قسمتی از این مقاله دعوت می کنم:


How is FAQ pronounced?

    FAQ is pronounced three ways:
          1. By pronouncing the letters individually:  F – A – Q
          2. As a word:  fack
          3. Obscenely:  <figure it out on your own>

    The first two pronunciations are the most common, and are used about
    equally.  Some will say F – A – Q if they are speaking with someone
    that really doesn’t know the Internet.  Those who are lazy (me for
    example) will use “fack”, since it is easier to say.  Often when
    initiating a conversation it is useful to say F – A – Q, and then
    once the subject has been established, “fack” should be sufficient.

    You will notice that in this document I use the phrase “a FAQ” rather
    than “an FAQ”.  This is because most of the time I say “a fack”
    instead of “an F-A-Q”.

    Feel free to use whichever pronunciation you prefer and don’t let
    anyone bully you.  Both ways are acceptable.  If you use the third
    way… well, you’re on your own.

متن کامل این مقاله: FAQs about FAQs

Wikipedia Tags:

(3) دیدگاه

تهران سرزمین عجایب!

به من نخندید. این بود خلاصه ی سفر من به تهران. آخه خیلی سال بود نرفته بودم. تا به حال شهری به تمیزی تهران ندیده بودم که دیدم! شهر عجایبی که مردمش همشهری نیستند. هر کس از دیاری به این سرزمین سفر کرده. شاید دیگر هیچ تهرانی الاصلی وجود نداشته باشد. فرهنگی مخلوط از تمام مردم ایران زمین.

چهارشنبه رسیدیم اصفهان. تا دیشب هم داشتم ubuntu را نصب می کردم. کل Hard Disk را به ubuntu منتقل کردم.

به پیشنهاد گناهکار عنوان پست برچسب ها موضوعات نمی باشند زیاد جالب نیست. به همین دلیل اسمش را به برچسب یا دسته بندی، کدام یک؟ تغییر دادم. در ضمن به پیشنهاد ایشون باید اسم دسته بندی های وب نوشتم را از انگلیسی به فارسی تغییر بدهم (به زودی).

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »