Posts Tagged free software

هر چه بگندد نمکش می‌زنند وای به روزی که بگندد نمک

نوشتار زیر سرمقاله‌ایست که مدتی پیش برای یکی از نشریات دانشگاهمان نوشتم، قصد نشر آن را در اینجا نداشتم تا اینکه چند روز پیش با فاجعه‌ای روبرو شدم که خاطرم را بسیار آزرده کرد. هنگامی که خود طرح ملی نرم‌افزارهای آزاد/بازمتن ایران مشکلات اساسی در ساختار خود دارد و نمی‌تواند از نرم‌افزارهای آزاد استفاده کند و برای گزارش فعالیت‌هایش دست به دامان نرم‌افزار Microsoft Project می‌شود؛ چه انتظاری ازسازمان‌ها و نهادهای دولتی است که به صورت اجباری به سیستم‌عامل ملی مهاجرت کنند؟

سال‌هاست که یکی از رسالت‌های مهم وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات مطرح کردن یک سری پروژه‌های ملی است. مجموعه‌ای از پروژه‌هایی که در حال شروع‌اند یا شروع شده‌اند و یا در نیمه‌راه متوقف و با شکست مواجه شده‌اند و مهم‌تر آن که اکثر این پروژه‌ها واژه‌ای به نام «ملّی» را به دوش می‌کشند واژه‌ای که در مورد آن هیچ‌گاه شفاف سازی نشده است. به عنوان‌های زیر دقت کنید:

  • سکوت یک سال و نیمه در اجرای طرح سیستم عامل ملی. ۹ دی ۱۳۸۳
  • دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات: ضعف اصلی آی تی در ایران نبود شبکه اینترنت ملی است. ۶ بهمن ۱۳۸۴
  • عضو كمیته‌ مخابرات مجلس: اینترنت بومی سال آینده راه اندازی می شود. ۷ بهمن ۱۳۸۴
  • اینترنت ملی نیامده ۱۰ میلیارد تومان بودجه گرفت. ۱۷ بهمن ۱۳۸۴
  • واگذاری طرح ملی نرم افزارهای متن باز و لینوکس فارسی به دانشگاه شریف. ۲۴ مهر ۱۳۸۴
  • تلفن همراه ملی. ۲۳ خرداد ۱۳۸۵
  • معاون صدا و سیما: ۴۵ میلیارد تومان هزینه پورتال ملی عدد بزرگی نیست. فاز اول پورتال ملی راه‌اندازی شد.  ۲۹ خرداد ۱۳۸۵
  • گزارش فارس از توقف زودهنگام طرح رایانه ملی. ۱۷ تیر ۱۳۸۵
  • وزیر ارتباطات: برای بهره برداری از اینترنت ملی دو سال دیگر صبر کنید. ۳۱ شهریور ۱۳۸۵
  • ده میلیارد تومان هزینه مونتاژ گوشی ملی موبایل. ۱ مهر ۱۳۸۵
  • وزیر ارتباطات: اینترنت ملی به سه سال زمان نیاز دارد. ۱۳ آبان ۱۳۸۵
  • شبکه اینترنت ملی به شبکه ملی اینترنت تغییر نام یافت. ۲ اردیبهشت ۱۳۸۶
  • نقدعملکرد مرکز تحقیقات مخابرات در طرح ملی نرم افزارهای متن باز. ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۶
  • آغاز عملیات اجرایی شبکه اینترنت ملی. ۱۶ خرداد ۱۳۸۶
  • وزیر پیشنهادی ارتباطات هم به دنبال اینترنت ملی است. ۹ شهریور ۱۳۸۸
  • پس از هشت سال انتظار دیتاسنتر ملی تا یک ماه آینده راه اندازی می شود. ۱۶ شهریور ۱۳۸۸
  • متقاضیان اینترنت ملی به مخابرات استانی مراجعه کنند. ۱ مهر ۱۳۸۸
  • بعد از اینترنت ملی نوبت به ایمیل ملی رسید. ۱۷ آذر ۱۳۸۸
  • سیستم‌عامل ملّی لینوکس و ۸ سال بلاتکلیفی. ۲۱ آذر ۸۸
  • اجرای طرح ملی تامین محتوای دیجیتال کشور. ۲۷ آذر ۸۸
  • مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات: مسدود شدن جیمیل مردم را به ایمیل ملی هدایت میکند. ۱۹ بهمن ۱۳۸۸
  • وزیر ارتباطات: راه‌اندازی شبکه‌ی ملی اینترنت از سال ۸۹. ۵ فروردین ۱۳۸۹

اگر بخواهیم جریان فناوری اطلاعات را در ایران و کشورهای پیشرفته مقایسه کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که کاربرد فناوری در ایران بسیار بسته است یعنی هیچ‌گاه به جهانی شدن فکر نکرده‌ایم همیشه در فکر ایجاد نسخه‌ای از تکنولوژی برای استفادهٔ ملی بوده‌ایم. مخصوصا اینکه اکثر این پروژه‌ها دولتی بوده‌اند اما با کمی نگاه به ابزارهایی که روزانه از آن استفاده می‌کنیم از ویندوز و گوگل و یاهو گرفته تا شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، توییتر و یوتیوب، کدام یک از این‌ها پروژهٔ دولتی بوده‌اند؟ اکثراً طرح‌های دانشجویی بوده‌اند که توسط بنیان‌گذاران خلاقشان در طول زمان بزرگ و بزرگ‌تر شده‌اند به طوری که جزء جدا نشدنی اینترنت شده‌اند. به قول آقای مهرانی:

«فرق پروژه‌های ما با پروژه‌های آن‌ها این است که ما پروژه ملی تعریف می کنیم و به جایی نمیرسیم، آن‌ها پروژه دانشجویی تعریف می کنند و دنیا را تکان می دهند.»

اما مثل اینکه جریان در کشور ما مخالف جریان تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات است، یاد گرفته‌ایم در مقابل جریان جهانی اطلاعات بایستیم و در خلاف آن حرکت کنیم. ابتدا طرح ملی کردن اینترنت به سرمان بزند طرحی که از همان ابتدا هدف مشخصی را دنبال نمی‌کرد و اهداف آن مبهم و شبهه‌دار بود. پس از آن به فکر ایمیل ملی و ترغیب کاربران به آن می‌افتیم تا اطلاعات سازمان‌ها و شرکت‌ها از ایران خارج نشود. ایمیلی که قرار است با غول بزرگ نرم‌افزاری جیمیل رقابت کند تا کاربران ایرانی به جای استفاده از جیمیل و دیگر سرویس‌های ایمیل به فکر استفاده از ایمیل ملی بیافتند. در این حین دسترسی کاربران ایرانی به جیمیل قطع می‌شود و هیچ کس پاسخ مناسبی نمی‌دهد و جالب اینجاست که سعید مهدیون، مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات در  جلسهٔ پرسش و پاسخی اعلام می‌کند که «بسته شدن جی‌میل فرصت است و باید مردم به سمت ایمیل ملی هدایت شوند و به عبارتی تا زمانی که ما به خارجی‌ها اعتماد کنیم توسعه فناوری اطلاعات در داخل نخواهیم داشت و این یعنی اینکه باید به دولت و کشور اعتماد کنیم.»

از طرفی دیگر طرح‌های بسیار خوبی هم اجرا می‌شوند و واژهٔ مقدسِ «ملی» نیز به آن‌ها افزوده می‌شود ولی پروژه نیمه‌تمام متوقف می‌شود که نتیجه‌اش می‌شود همین پروژهٔ سیستم‌عامل ملی که از بهمن سال ۸۱ شروع به فعالیت کرد اما به دلیل عدم حمایت از طرف وزارت ارتباطات این پروژه نیمه‌تمام مانده است. در حالی که روزانه شاهد اخبار متعددی در ارتباط با مهاجرت سازمان‌ها و دولت‌ها در دیگر کشورها به مستندات و نرم‌افزارهای آزاد هستیم؛ هنوز در ملی کردن سیستم‌عامل‌های سازمان‌هایمان ناتوانیم.

اینترنت یعنی شبکه‌ای بزرگ از کامپیوترهای مختلف در سرتاسر دنیا و با چنین تعریفی آیا می‌توان اینترنت را ملی کرد؟ آیا کاربران می‌توانند قید بهترین امکانات سرویس‌دهنده‌های جیمیل و یاهو را بزنند و از ایمیل ملی استفاده کنند؟ ایمیلی که حتی ممکن است محتوای نامه‌های آن در برههٔ زمانی خاصی بنا به ابلاغیهٔ شورای امنیت ملی همانند پیامک کنترل شود. چگونه می‌توان اعتماد کاربران را جلب کرد؟ خلاصه اینکه تا کی باید به فکر ملی کردن باشیم و جهانی فکر نکنیم؟ تا کی باید از حقیقتی به نام دهکدهٔ جهانی غافل باشیم و برای خود مرز و محدوه تعیین کنیم؟ چرا عادت کرده‌ایم برای بزرگ جلوه دادن پروژه‌هایمان به آن‌ها برچسب ملی بزنیم؟ آیا هفت سال انتظار برای سیستم‌عامل ملی کافی نیست؟ موبایل ملی چطور؟ به همین زودی یادتان رفت؟
پی‌نوشت:  ایدهٔ این یادداشت از  وب‌نوشت  TheCoach.ir گرفته شده است. +

Advertisements

Comments (10)

کتاب The Cathedral and The Bazaar

امروز یه وقتی پیدا کردم تا این کتاب را که مدت ها بود می خواستم بخونم را مطالعه کنم. این کتاب نوشته Eric S. Raymond هست و دو مدل ایجاد نرم افزار را تحلیل می کند:

  • مدل کلیسا: مدلی که بیانگر اکثر پروژه ها کنونی تجاری جهان هست
  • مدل بازار: مدل پروژه های باز متن در دنیای لینوکس

نویسنده خود یک برنامه نویس حرفه ای می باشد و در یکی از پروژه های باز متن خود به نام fetchmail به آزمایش تيوری مدل بازار می پردازد و این کتاب مدل بازار را به شرح می دهد و به اثبات قضیه ی «با وجود چندین نگاه جست و جو گر، تمامی خطاها برطرف می شود.» می پردازد. (می تونید این نرم افزار را در توزیع های Debian base نصب کنید: sudo apt-get install fetchmail)

چقدر کتابی حرف زدم 🙂 خلاصه امروز نشستم سر این کتاب، عجب کتابی بود خیلی حال کردم. البته خیلی از مطالب کتاب را نمی فهمیدم و اصرار به دوباره خوندن جلمات غیر قابل هضم نداشتم چون خوندن کتاب کسل کننده می شود. (اگه شما هم در خوندنش مشکل دارین از همین روش استفاده کنید)
چیر جالبی که در این کتاب وجود داره جملات کوتاه اما زیبا در مورد پروژهای بازمتن هست که در ادامه چند تاشون را میارم:

  • ‫ شروع هر نرم افزار خوب از مشکلات شخصی برنامه نویسان آن است‬.
  • برنامه نویسان خوب می دانند که چطور برنامه بنویسند. اما برنامه نویسان خبره، می دانند که چطور برنامه ها را بازنویسی کنند (و دوبازه به کار بگیرند)
  • همکار پنداشتن کاربران، راحت ترین روش برای تسریع پیشرفت برنامه نویسی و کاراترین روش برای عیب یابی نرم افزار است.
  • برنامه ایت را زود و به تناوب منتشر کن و به مشتریانت گوش بده
  • قانون لینوکس: با وجود چندین نگاه جست و جو گر، تمامی خطاها برطرف می شوند.
  • اگر شما با تست کننده های نسخه ی بتای برنامه تان، چنان که آنها با ارزش ترین منبع شما هستند، برخورد کنید، آنها به عنوان با ارزش ترین منیع شما به شما پاسخ خواهند داد.
  • روش کارای بعدی برای داشتن ایده های خوب، کسب ایده های خوب از کاربرانتان است.
  • رسیدن به حد کمال (در طراخی) در حالتی که چیز دیگری برای اضافه کردن وجود ندارد، به دست نمی آید، بلکه این مهم زمانی حاصل می شود که نتوان چیزی را از طرح مورد نظر کم کرد.

download ترجمه ی فارسی کتاب: The Cathedral And The Bazaar

نوشتن دیدگاه